السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

126

مقدمه نقض و تعليقات آن

المؤمنين عليه السلام محك مؤمنان است از باب اشارت و ورود نص خاصى بعبارت محك بود و اگر نه براى ذكر اخبار اين مطلب كتاب مفصلى لازم است زيرا طوائفى از اخبار معتبرهء وارده بطرق خاصه و عامه بر اين مدعا دلالت دارد از آن جمله اخبارى است به اين عبارت « لو لا انت يا على لم يعرف المؤمنون بعدى » الى غير ذلك مما فى هذا المضمون ؛ پس هر كه طالب باشد بتاسع بحار و نظائر آن مراجعه فرمايد . اينكه مصنف ( ره ) گفته ( ص 49 ؛ س 22 ) : « و شرايع على حسينان « 1 » » و همچنين اينكه گفته ( ص 179 ) : و همچون على حسينان « 2 » قمى صاحب كتاب الشرايع سفير امام حسن عسكرى ( ع ) بقم » . مراد ابو الحسن على بن الحسين بن موسى بن بابويه قمى والد ابو جعفر محمد رضوان اللّه عليهما است ؛ نجاشى در رجال خود او را چنين معرفى كرده است ( ص 184 ) : « على بن الحسين بن موسى بن بابويه القمى أبو الحسن شيخ القميين فى عصره و متقدمهم و فقيههم و ثقتهم ( تا آنكه گفته ) له كتب منها كتاب الشرايع و هى الرسالة الى ابنه ؛ ( الترجمة ) » . نگارنده گويد : صدوق ( ره ) در اول كتاب من لا يحضره الفقيه نسبت ببيان اعتبار آن چنين گفته « و جميع ما فيه مستخرج من كتب مشهورة عليها المعول و اليها المرجع مثل كتاب حريز بن عبد اللّه السجستانى ( تا آنكه گفته ) و رسالة ابى رضى اللّه عنه الى » . شيخ بزرگوار محمد تقى مجلسى ( ره ) در شرح فقيه فارسى كه موسوم بلوامع صاحبقرانى است نسبت به اين عبارت چنين گفته ( ج 1 ؛ ص 61 ) : « چون صدوق در قم اخبار بسيار اخذ كرد از پدرش و ابن وليد و ساير مشايخ قم به سفر رفت بواسطهء زيادتى علم و طلب حديث ؛ پدرش رسالهء به او نوشت كه به آن عمل نمايد و صدوق رسالهء پدرش را بمنزلهء نص ميداند چون از غير نص نمينوشتند و عمل نميكردند از اين جهت رساله را متفرق ساخته است در اين كتاب و در هر بابى چيزى از آن نقل مىكند با آنكه مؤيد آن از اخبار متواتره داشته است اما خواسته است كه رعايت حق پدر كند تيمنا آن را ذكر كرده است ( تا آخر كلام او ) » . تنبيه بر سه امر در اينجا ضرور است 1 - از عبارت شيخ طوسى ( ره ) كه ضمن ذكر مصنفات على مذكور گفته : « كتاب الشرايع ، كتاب الرسالة الى ابنه محمد بن على » برمىآيد كه شرايع غير از رسالهء نامبرده است . 2 - اينكه نگارنده در ذيل همين صفحه گفته است : « تصحيح كلمهء « حسنان » و معرفى على حسنان مذكور براى من ميسر نشد » ناشى از غفلت و عدم اطلاع بر حقيقت حال بوده است . 3 - طالب تفصيل بيشتر بكتب تراجم و رجال مراجعه فرمايد .

--> ( 1 ) در نقض بغلط « حسنا » چاپ شده . ( 2 ) در نقض بغلط « حسنان » چاپ شده .